
قرارگاه بلاغ مبین حوزههای علمیه با توجه به بیانیه ۳۰ اردیبهشت سپاه پاسداران با عنوان «بازدارندگی فرامنطقهای و تبدیل “جغرافیای غیرمنتظره” به اهرم فشار فعال» بایدها و نبایدهایی را به فعالان تبلیغی، فرهنگی و رسانهای اعلام کرد.
به گزارش خبرگزاری حوزه، قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین حوزه های علمیه در اطلاعیه شماره ۳۰ با تبیین بایدها و نبایدهایی که فعالان تبلیغی و رسانهای می بایست در شرایط امروز کشور رعایت کنند، مأموریتهای جدیدی را آنان ابلاغ کرد.
در ابلاغیه جدید قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین با اشاره به بیانیه اخیر سپاه پاسدران انقلاب اسلامی با عنوان «بازدارندگی فرامنطقهای و تبدیل “جغرافیای غیرمنتظره” به اهرم فشار فعال» آمده است:
در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با استناد به آیه ۱۲ سوره توبه و در واکنش به تهدیدات مجدد آمریکا و رژیم صهیونیستی، بیانیهای صادر کرد که حامل چندین گزاره راهبردی بیسابقه است. محور اصلی این بیانیه، فراتر رفتن از چارچوب بازدارندگی صرفاً منطقهای و ورود به سطحی جدید از هشدار است: «اگر تجاوز به ایران تکرار شود جنگ منطقهای که وعده داده شده بود، این بار به فراتر از منطقه کشیده خواهد شد و ضربات کوبنده ما در جاهایی که تصور آن را ندارید شما را به خاک سیاه خواهد نشاند.»
در این بیانیه به صراحت بر وجود «لایههای استفادهنشده از ظرفیتهای انقلاب اسلامی» تأکید شده و هرگونه برداشت از آن به عنوان «لفظپردازی تبلیغاتی» با عبارت «ما مرد جنگیم و قدرت ما را در میدان نبرد خواهید دید و نه در بیانیههای توخالی و صفحات مجازی» رد شده است.
این بیانیه در بافتی صادر میشود که؛ رسانههای غربی پیشتر به باقیماندن ۷۰ درصد توان موشکی ایران و شکنندگی تعادل میان جنگ و مذاکره اذعان کردهاند.
براین اساس، سیاستهای تبلیغی، فرهنگی و رسانهای باید با هدف تبیین بیانیه به عنوان نقطه عطف در بازدارندگی ایران و افشای تناقضها و ضعفهای محاسباتی دشمن طراحی شود.
بر مبلغان، فعالان فرهنگی و رسانه ای لازم است توصیههای ذیل را در دستور کار خود قرار دهند:
الف) نکات، محورها و مسائلی که باید در فضاهای تبلیغی، فرهنگی و رسانهها مورد پردازش قرار گیرند (بایدها):
۱. تبیین «گسترش جنگ فراتر از منطقه» به عنوان ارتقای سطح بازدارندگی از محلی به فرامحلی: تأکید شود که این هشدار نتیجه «قابلیتهای اثباتشده» و «ظرفیتهای آشکارنشده» است. دشمن اکنون باید محاسبات خود را برای هرگونه اقدام نظامی، نه فقط در خاورمیانه، بلکه در سطح پایگاهها، منافع و متحدان فرامنطقهای بازتعریف کند.
۲. بزرگنمایی گزاره «جاهایی که تصور آن را ندارید» به عنوان ابهام راهبردی: این عبارت کلیدی به عنوان هوشمندانهترین ابزار بازدارندگی شناختی معرفی شود. دشمن نمیداند کدام پایگاههای دوربرد (مانند دیهگو گارسیا، پایگاههای اقیانوس هند، اقیانوس آرام یا حتی درون خاک اروپا و آمریکا) در فهرست اهداف قرار دارند.
۳. تبدیل «ظرفیتهای استفادهنشده انقلاب اسلامی» به یک اهرم فشار روانی: نشان داده شود که اذعان رسمی به عدم استفاده از همه ظرفیتها، یک سیگنال مهارشده است. آنچه در عملیاتهای پیشین دیده شد، تنها پیشنمایشی از توان ایران بوده است. مرحله بعد، پاسخی در مقیاسی خواهد بود که معادلات راهبردی دشمن را برای همیشه تغییر خواهد داد.
۴.برجستهسازی تمایز «مردان جنگ» از «بیانیههای توخالی»: با تکیه بر عبارت «ما مرد جنگیم… نه در بیانیههای توخالی»، تأکید شود که تهدیدات ترامپ و نتانیاهو در عمل به عقبنشینی انجامیده، در حالی که هشدارهای سپاه مبتنی بر قابلیت میدانی و پیشینه عملیاتی است.
۵. بازخوانی آیه ۱۲ سوره توبه در چارچوب «نقض عهد راهبردی آمریکا»: تحلیل شود که خروج آمریکا از برجام، تحریمهای یکجانبه، نقض قطعنامه ۲۲۳۱ و تهدید نظامی، مصادیق بارز «نکث أیمانهم» (شکستن پیمان) هستند و هشدار سپاه یک پاسخ راهبردی به ناقضان عهد است.
۶. پیوند بیانیه با اذعانات اخیر رسانههای غربی (هیل و نیویورک تایمز): ارجاع داده شود به گزارشهایی که خود این رسانهها به حفظ ۷۰ درصد توان موشکی ایران و قابلیت ضربه به دیهگو گارسیا اذعان کردهاند.
۷. تبیین «تکرار تجاوز» به عنوان خط قرمز مطلق: تأکید شود که اگر تجاوز پیشین با پاسخ در منطقه مواجه شد، اما تکرار آن به معنای ورود به مرحلهای کاملاً جدید از جنگ با قواعدی است که تنها ایران تعیینکننده آن خواهد بود.
ب) نکات، محورها و مسائلی که نباید در فضاهای تبلیغی و رسانهها مورد پردازش قرار گیرند (نبایدها):
۱. افزودن تفسیرهای غیررسمی یا بزرگتر از بیانیه: هیچ رسانهای به تفسیر فراتر از متن (مانند نام بردن از پایگاههای خاص یا اعلام جزئیات عملیاتی) مبادرت نورزد. ابهام راهبردی باید به طور کامل حفظ شود.
۲.لو دادن جزئیات عملیاتی، زمانی یا جغرافیایی: به هیچ عنوان به اهداف احتمالی، نوع سلاح، زمانبندی یا مختصات اشاره نشود. تأیید یا تکذیب گمانهزنیهای رسانههای خارجی باید با احتیاط کامل انجام گیرد.
۳. ایجاد این برداشت که «جنگ حتمی است» یا «ایران به دنبال گسترش جنگ است»: تأکید گردد که بیانیه سپاه، واکنش به تجاوز است، نه ابتکاری رای شروع جنگ. دست ایران برای صلح باز است، اما برای دفاع مشروع نیز آماده است.
۴. بازتولید روایت دشمن مبنی بر «تهدید توخالی»: با ارجاع به عملیات های پیشین نشان داده شود که هر هشدار ایران پیشتر با عمل اثبات شده است.
۵. برجستهسازی اختلافات داخلی پیرامون بیانیه: هرگونه تحلیل که نشان دهنده عدم توافق نهادها یا جریانات با محتوای بیانیه باشد، ممنوع است. بیانیه به عنوان سند ملی دفاعی و نماد وحدت صف تلقی شود.
۶. تبدیل بیانیه به ابزار رقابتهای سیاسی داخلی: بیانیه نباید به نفع یا علیه هیچ جناح یا شخصیتی تفسیر شود. تمرکز صرفاً بر محتوای راهبردی آن معطوف گردد.
۷. کم اهمیت جلوه دادن عنصر «وعده الهی» و «عزت و حکمت»: بخش پایانی بیانیه («و ما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم») به عنوان ریشه هویتی بازدارندگی حفظ شود، اما بدون حاشیهراندن تحلیل نظامی و عملیاتی.





